تبليغاتX
souzan-hetfield

souzan-hetfield

من.....به خدا گفتم....امروز انگار اینجا بهشت بود.......

اسمی که حس عجیبی رو درمن آبستن میکند

 

 

... من....با خدا آشتیم.....

آشتی آشتی!

 

خدا رونوشتم روی لیوانم! تا دیگه احمق نباشم!.....

من فراموشکار نیستم!!و نمیخواهم کور بمیرم
اصلا من!من نیستم.....

مرگ بر "مرگ جاهلیت"

بیدارم کن بیشتر از همیشه...

...همیشه ای که شاید تنها یک خیال باشد...

تو درست میگویی من ...گاهی آنقدر در خیال غوطه ور میشوم که از فرط بیهودگی دستانم زخم میشوند!


این روزها...این روزهایی که تنها متعلقندبه تو چشمانم را غسل داده ام به روحت

چقدر دشوار است به لب آردن اسم تو...

جاری شدنت بروی لبهایم زیباترین آمیزشی است که تابحال تجربه کرده ام

....چه بگویم که دیگر "من"ی نمانده است .....

 

تو نور را دمیده ای در آدمی

تو خود را..... تو ذره ای ازخود را ورز داده ای در "من"

"من" ی که هارمونی لحظاتش نام نامی توست....

 

+ نوشته شده در  2010/4/8ساعت 3:56 PM  توسط سوزان  | 

...رفت و هیچ گاه .....

 

شاید وقتی تورا زنده به گور کردند در من

بیشتر شبیه امروز بودم!

و صدای نفس میدادم

...باتو درکنارت

اما بازهم فراری ممتد در من

نگو پیچیده ام!

وهیچگاه نخواه تا بیاویزم نداشته هایم را

...

هنگام حرف هایت!
خون میگریم با آبان!

چه تلخ!
هنوز هم در باورم نمی گنجد

...چقدر همه چیز باهم ....

فرود می آید!

ارواح بدور ماه!
ماه خونین آبان!
گویی  در طواف دوزخند!
و بی سایه در شبی که خون میبارد...

میدانی همه چیز را!
حتی چرخش نا محسوس این بیتابی شبانه را...

در من!

چشمانم میچرخند مدور و بی هدف!

شاید زمینی شدم باز!
آنهم منی که دیگر شبیهم نیست!

حتی نمیشناسم راه خاکی دیدنت را تا چهل خون!
و صدها روح!


 

+ نوشته شده در  2009/11/18ساعت 1:9 AM  توسط سوزان  | 

َAre you there ____Anathema

 

 


Are you there
Is it wonderful to know
All the ghosts...
All the ghosts...
Freak my selfish out
My mind is happy
Need to learn to let it go
I know you'd do no harm to me

But since you've been gone I've been lost inside
Tried and failed as we walked by the riverside
And I wish you could see the love in her eyes
The best friend that eluded you lost in time
Burned alive in the heat of a grieving mind

But what can I say now?
It couldn't be more wrong
Cos there's no one there
Unmistakably lost and without a care
Did we lose all the love that we could have shared
And its wearing me down
And its turning me round
And I can't find a way
Now to find it out
Where are you when I need you...

Are you there

 

+دیوونه ی آناتما  هستم


+ نوشته شده در  2009/11/18ساعت 0:53 AM  توسط سوزان